خدا نزدیک است
خدایم ای آموزگار قلبم شکسته قلبی بی کینه دارم و رویی سیاه در مقابل تو کوله بارم سنگین ، اما از گناه و دستانم خالی شرمنده ام...توشه ام همینهاست که گویی هیچ نیست... چشمانی نمناک و ملتهب... این است تمام دار و ندارم پذیرا باش اما انگار نه، چیز دیگری هم این میان هست. آری ... رحمت و محبتِ تو گُناهم بزرگ است، اما نه به اندازه بزرگی تو نابخشودنی است اما از نظر من و خلقِ تو، نه از نظرِ تو که خالق خلقی پس رب مهربانم، معبودم مثل همیشه از تو مَدَد می جویم و امیدوارم آری...امیدوار به لطف و رحمتت رهایم مکن تنهایم مگذار که بی تو هیچم و پوچ...
نوشته شده در دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ساعت
۱:۳۸ ق.ظ توسط مجید نظرات () |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

