خدا نزدیک است

 

خدایا

مسافری هستم خسته، در جاده های سرگردانی

که از راه طولانیِ گناه و عصیان آمده ام

گذشته از سرزمین هوا و هوس، با کوله باری از معصیت

اما امیدوار به رحمت تو،ای رحیم ترین

خدایم

خدای مهربان من

ای شنوای ناله های تنهایی من

نمیگویم دستم را بگیر چون اگر دستم در دستانت نبود حتی لیاقت بردن نام تو را هم نداشتم

گرفته ای و با منی و در من

(هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر*** گویم گرفته ای، ز عنایت رها مکن)

حال ملتمسانه از تو معبود مهربانم درخواست دارم، در جاده های پر پیچ و خم زندگی و در مواجهه با هجوم بیرحمانه غمِ زمانه، تنهایم مگذاری و دستم را رها نکنی

آمین

نوشته شده در جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ توسط مجید نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت