خدا نزدیک است

گفتم : نا امید و خسته ام !

 گفت : لا تقنطوا من رحمه الله ... ( از رحمت خدا نا امید نشوید )

گفتم : هیچکسی نمیدونه تو دلم چی میگذره!

گفت : ان الله یحول بین المرء و قلبه ... ( خدا حائل است میان انسان و قلبش )

گفتم : هیچ کسی رو ندارم

گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید... (من از رگ گردن به انسان نزدیکترم )

گفتم : ولی انگار منو فراموش کردی

گفت : فاذکرونی اذکرکم... ( منو یاد کنید تا شمارو یاد کنم )

گفتم : پس چرا جوابمو نمیدی ؟

گفت : ادعونی استجب لکم... ( بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را )

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط مجید نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت