خدا نزدیک است

خدایم

ای آموزگار قلبم

شکسته قلبی بی کینه دارم

و رویی سیاه در مقابل تو

کوله بارم سنگین ، اما از گناه و دستانم خالی

شرمنده ام...توشه ام همینهاست که گویی هیچ نیست...

چشمانی نمناک و ملتهب... این است تمام دار و ندارم

پذیرا باش

اما انگار نه، چیز دیگری هم این میان هست.

آری ... رحمت و محبتِ تو

گُناهم بزرگ است، اما نه به اندازه بزرگی تو

نابخشودنی است اما از نظر من و خلقِ تو، نه از نظرِ تو که خالق خلقی

پس رب مهربانم، معبودم

مثل همیشه از تو مَدَد می جویم و امیدوارم

آری...امیدوار به لطف و رحمتت

         رهایم مکن

تنهایم مگذار

که بی تو هیچم و پوچ...

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط مجید نظرات () |

خدایا

اگر با من باشی یا نه بگذار بهتر بگویم: با تو باشم

چه کسی میتواند علیه من باشد؟

چگونه ممکن است دشواریها به سراغم بیایند و از میان برداشته نشوند؟

هیچ مشکلی، هیچ مانعی، و هیچ گره ای نیست

که من و تو با هم

نتوانیم آن را از میان برداریم...

تنهایم مگذار...

========================

پ.ن: با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستای عزیز و همراهان همیشگی خدا نزدیک است.مزاحمتون شدم تا ازتون بخوام مثل همیشه که در کار خیر پیشقدم هستید، این بار هم مارو یاری کنید.دوست عزیزی(ایلیای عزیز) در بین ما هست که متاسفانه مشکلی برای پدر محترمشون پیش اومده و در حال حاضر در بستر بیماری هستند.میخوام همگی با هم دست به دعا برداریم و برای شفای این پدر گرامی و تمام بیماران عزیز دعا کنیم.التماس دعا.فراموشم نکنید...

نوشته شده در چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط مجید نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت